دروغ آفتی در روابط شخص و جامعه
دکتر عالیه شکربیگی
مقدمه
رفتار دروغآمیز بخشی از رفتارهای روزمره ما را تشکیل می دهد و جزء
جدایی ناپذیر حیات اجتماعی ما شده است. همه ما می دانیم دروغ می گوییم،
همه می دانیم مردم دروغ می گویند، همه می دانند ما دروغ می گوییم و
بالاخره همه می دانند همه دروغ می گویند. وفاق اجتماعی بر این قرار است.
دروغ رفتاری است که در فرایند رفتار همه انسانها ثبت شده است، جا افتاده و
در شرایط مختلف، با اشخاص مختلف به کار برده میشود. دروغ را نه تنها
درگفتار و نوشتار که در رفتار و کردار و در فکر و نگاه و سکوت هم میتوان
بازشناخت.
توصیف پدیده دروغ
دروغ پدیده روانی ـ اجتماعی تازهای نیست و با آنکه هیچگاه از نظر
زمانی و مکانی دارای کم و کیف یکسانی نبوده است عمر آن شاید به بلندای عمر
زبان و چه بسا به درازای تاریخ تفکر باشد، به طوری که میتوان فرض کرد
همیشه با انسان اجتماعی همراه بوده است. با غور و سیر در مثلها و متلها،
طنزها و کنایه ها، اشاره ها و استعاره ها، توبه نامه ها و ندبه ها و
نمایشنامه ها و فیلم نامه ها می توان به حضور این پدیده در زندگی انسانها
از زمان های کهن تا به امروز پی برد و به عمق آمیختگی آن با روزمرگی زندگی
آشنا شد.
کهن ترین اثر منثور یا لوحه ای که در مورد دروغ در دست داریم دعای
داریوش کبیر در تخت جمشید است که به خط میخی و به این معنا برای ما باقی
مانده است: «خداوند این کشور را از دشمن، از خشکسالی، از دروغ محفوظ
دارد». گفتار و نوشتار در ذّم این پدیده معیوب، ویژه ایرانی و ایرانیان و
مسلمان و مسلمانان نیست و ضرب المثلهای فراوانی در دنیا یافت می شود که
هم رونق و هم زشتی آن را نشان می دهد. چینیها می گویند: «قاتل یک بار می
کشد، کسی که تهمت می زند هزار بار».
شمار این گفته ها و نوشته ها در عالم کم نیست. گفته اند: « دروغ بدی است
برای پوشاندن بدتر»، «دروغ بلاست»، «هیچ عمل قبیحی به قبح دروغگویی
نیست»، «دروغ زشت ترین، موحشترین، محکومترین معایب است»، «دروغ راه را
برای سایر ضعفهای اخلاقی باز می کند» و بالاخره «یا درگناه دروغ است، یا
گناه آدم را به دروغگویی میکشاند» و . . .
رابطه دروغ با قدرت
ریشه چنین پدیده ای را می توان درچارچوب تحلیلی مفهوم «قدرت» بهتر و
آشکارتر تبیین کرد. چنانچه ما به مطالعه شرایطی که در آن مفهوم دروغ شکل
می گیرد و رشد می کند و به صورتهای گوناگون باری را از دوش عامل آن برمی
دارد بپردازیم، به سادگی متوجه خواهیم شد که در صورت نبود قوانین عادلانه و
روابط منصفانه، یکی از راههای ایستادگی در برابر زور برای رفع ظلم یا کسب
آزادی، به کارگرفتن رفتار یا رفتارهایی است که شخص مظلوم، در موقعیت ضعف،
برای پوشاندن واقعیت یا واقعیتها در جهت تضعیف شخص ظالم به کار می گیرد.
ظالم نیز می تواند به نوبه خود از همین حربه برای اعمال قدرت بیشتر و
تحدید بیشتر آزادی مظلوم سود جوید. بنابراین دروغ و یا صورتهای تابع آن می
تواند به عنوان عامل گمراه کننده شخصی برضد شخص دیگر وارد عمل شود و حربه
ای در دست ظالم (کاسب، توانگر، شوهر نامطمئن، رئیس سختگیر، . . . ) و
سلاحی در دست مظلوم (مشتری، مستمند ، کارمند، کارمند متقلب، . . . ) باشد.
بدیهی است که در این حرکت رفت و آمدی، مظلوم با پیشه کردن روشهای خدعه
آمیز دفاعی به نوبه خود به موجودی ظالم تبدیل خواهد شد.
شکی نیست که به این ترتیب در برابر خودکامگی مهتر، دفاع کهتر شکل می
گیرد؛ هجوم قوی حیله ضعیف را صورت می بخشد؛ سلطه بیحساب، دسیسه بیکتاب
را به دنبال می آورد و رابطه انسانهای اجتماعی از خط مستقیم بیرون می
افتد. دو طرف به اعمال روشهای دروغ آمیز و خدعه انگیز می پردازند. در
اینجاست که ظالم و مظلوم هر دو در یک توطئه شرکت می کنند و هر دو گناهکار
تلقی می شوند. در واقع، هر آزادی، مسئولیتی را ایجاد می کند و هرحقی، وظیفه
ای را به گردن می نهد.
دروغ دو سویه مانند شمشیری است دو لب . ظالم و مظلوم دایره معیوبی را
تشکیل می دهند که هر دوی آنها را در خود می گیرد. در چنین نظام رابطه ای
نامتعادل همچون تعارف ها در زمینه فرهنگی، تقلب ها در زمینه اقتصادی،
ازدواج های بازاری در زمینه خانوادگی و عشق های دروغین یک شبه در زمینه
عاطفی گویاترین مثالها بشمار میآیند. به این ترتیب، تا حدی به انواع،
ابعاد و نقش های دروغ که در صنحه روابط اجتماعی بازی می شود پی می بریم و
به آسانی می توانیم رابطه میان جایگاه دروغ در جامعه از یک سو و انسجام و
وفاق اجتماعی و مدنیت از سوی دیگر را دریابیم. به این معنی که هر چه دروغ
در فضای اجتماعی و خانوادگی و عاطفی رواج بیشتری پیدا کند، جامعه بیشتر
بسوی تزلزل و فقر اخلاقی و در نهایت اشخاص بسوی بیگانگی از خود و دیگران
پیش خواهند رفت . برعکس هر چه ارکان فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و اخلاقی
جامعه بیشتر دستخوش تزلزل شود ، روابط بین انسانهای آن جامعه بیشتر رنگ
دورویی و ریا و تزویر به خود می گیرد.
بدیهی است که آستانه تحمل جوامع در برابر رفتارهای دروغ تفاوت می کند و به
عبارت دیگر هر جامعهای به میزان معینی از این نوع رفتار چشم می پوشد.
این میزان در جامعه های روستایی و دینی کمتر و در اجتماعات بی در و پیکر
شهری بیشتر است و در بخشهای مختلف و زمانهای متفاوت زندگی در جامعه واحد
تفاوت می کند و این گوناگونی، همان گونه که در ابتدای سخن گفته شد، به
نظام های مدیریت سیاسی، اجتماعی و خانوادگی هر دوره برمی گردد.



وبلاگ پژوهه کرمانشاه در حیطه امور پژوهش و آموزش فعالیت دارد و اولویت اول آن آموزش ها و پژوهش های مربوط به حوزه فرهنگ دینی می باشد.