حضور قلب در نماز

حضور قلب در نماز

مهر یا حسین کربلا نماز

انسان در مسیر زندگی دنیایی خویش، لحظاتی شیرین و به یاد ماندنی را تجربه می کند که شیرینی آن، همیشه در کام وجودش ماندگار است. از بین تمام این لحظات، شیرین ترین لحظات عمر یک مؤمن واقعی، لحظاتی است که با خدای بی نیاز به خلوت نشسته و به راز و نیاز و عبادت با حضرت حق می پردازد.

البته این شیرینی را، انسانی می تواند احساس کند که طعم ایمان واقعی را از عمق جانش چشیده باشد. چنین کسی هرگز حاضر نیست که این لحظه ی زیبا و دلربا را با تمام دنیا و آنچه در آن است معاوضه نماید.

او در حال عبادت و نماز که زیباترین مصداق عبادت است، به معشوق واقعی خویش دست یافته و از خلوت با او به چنان لذّتی دست یافته که در کل این عالم، برای آن مانندی نمی بیند، و لذا به هیچ قیمتی حاضر نیست آن را از دست بدهد.

در میان عبادات، هیچ عبادتی به مانند نماز، نمی تواند قلب کوچک آدمی را به دریای بی کران رحمت الهی وصل نماید، و روح انسان را از سرچشمه ی فیوضات بی انتهای خداوند بی همتا، سیراب نماید.

لحظه ی نماز، باشکوه ترین لحظه ی ارتباط انسان سراپا نیاز به وجود مطلق بی نیاز است. در حقیقت آن لحظه ی نورانی، فرصتی است طلایی که خداوند مهربان، بر ما منّت نهاده و از سر لطف و محبّتی که به بندگانش دارد، آن را در اختیار ما قرار داده، تا در آن فرصت زیبا، بتوانیم، قلب و جان خود را از عالم طبیعت و خاک، جدا نموده و روحمان را به عالم بالا پرواز داده و در سایه ی این پرواز ملکوتی، به جان خود صفا و جلاء بخشیم.

سرور عالم، پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی زیبا، نماز را به سر انسان تشبیه نموده و می فرماید: «مَوضعُ الصَلاةِ مِن الدینِ کَمَوضعِ الرأسِ مِنَ الجَسَد»1 ؛ جایگاه نماز در دین، همانند جایگاه سر در بدن است.

این تشبیه زیبا، در کلام نورانی حضرت بدین خاطر است که، در بدن آدمی هر عضوی از اعضاء بدن به نوبه ی خود، وظیفه ای مهمّ را عهده دار هستند، ولی در این میان نقش سر، از همه مهمّتر است، زیرا مغز که فرمانده ی بدن بوده و تصمیم گیری ها در آن انجام می گیرد، در سر انسان قرار گرفته است.

الله اکبر با نور دلربای خود به ما می گوید خدا بزرگتر است از اینکه با قلم و بیان ناچیزمان وصف شود، بزرگتر از فکر و خیال ما، بزرگتر از هوسها و وسوسه های شیطانی و جلوه های دنیا، این است آن راز نهفته در ذکر نورانی «الله اکبر»، راستی اگر واقعا خدا در نظر ما بزرگتر از هر چیزی باشد و کلمه ی «الله اکبر» از عمق جان ما برآید، دنیا با تمام جاذبه ها و جلوه هایش، در نظر ما کوچک و بی مقدار خواهد شد که نتیجه ی چنین حالتی، حضور جانانه و عاشقانه در نماز است.

بنابراین به یقین می توان گفت: بدن منهای سر، موجود بی خاصیتی است که فاقد هرگونه ارزش است، در ساختمان دین ما نیز، نماز همانند سر در بدن آدمی است، که اگر نباشد، پایه ی ساختمان دین ما، سست شده و از ارزش ساقط می شود.

 حضوری عاشقانه

آدمی در این کره ی خاکی همیشه آرزوهایی را در آسمان ذهن خود به زیباترین شکل نقاشی نموده و برای رسیدن به آنها، نهایت تلاش خود را انجام می دهد. طبیعی است که از میان انبوه آرزوهایش یکی از آنها، بیشتر خودنمایی کرده و چون ستاره ای چشمک زنان از او دلربایی می کند، مؤمنین خداجویی نیز، از این امر مستثنی نبوده، آنها در صفحه ی قلب خود آرزویی را حک نموده اند که از نظر اهمیّت، در حدی است که بیان و قلم از توصیف آن عاجز است.

آن آرزوی نورانی و آسمانی که همواره فکر و اندیشه مؤمن را به خود مشغول نموده این است که به هنگام اوقات معنوی نماز، نمازی آبرومند را به درگاه الهی تقدیم نموده، به گونه ای که در آن حضوری عاشقانه در محضر خداوند بی نیاز داشته باشد که در لسان ادبیات اسلامی، از آن به حضور قلب تعبیر می شود.

مسجد سهله (نام‌های دیگر: مسجد سهیل، بنی‌ظفر، عبدالقیس) یکی از مشهورترین مساجد اسلامی است

گروهی از مسلمانان مناطق غربی چین که برای زیارت اماکن مذهبی و تاریخی عراق به این کشور رفته اند مسجد سهله یکی از مساجد مقدس مسلمانان  جهان دیدن و در آن نماز خواندند.

خبرنگار اعزامی پایگاه اطلاع رسانی حج به عتبات عالیات: این گروه را 6 نفر از مسلمانان چینی شامل دوآقا و چهار خانم تشکیل می دادند. آنها بعد از زیارت مسجد و اقامه نماز در آن، از اینکه چنین توفیقی بدست آورده اند، بسیار مسرور و خدا را شاکر بودند. آنها گفتند که در چین مسلمانان زیادی در آرزوی زیارت اماکن مقدس و تاریخی در عراق هستند.


مسجد سهله (نام‌های دیگر: مسجد سهیل، بنی‌ظفر، عبدالقیس) یکی از مشهورترین مساجد اسلامی است که در قرن اول هجری توسط قبایل عرب در کوفه در سمت شمال غربی مسجد جامع کوفه به فاصله حدود دو کیلومتر ساخته‌شده‌است. این مسجد یکی از کهن‌ترین مساجد منتسب به حضرت حجت بن الحسن (عج) امام دوازدهم است. مسجد سهله در شرق نجف یعنی در شهر کوفه قدیم قرار دارد، این مسجد در ۱۰ کيلومتري شمال شرقي مقبره امام علی با زاويه ۳۷ درجه و ۲ کيلومتري شمال غربي مسجد کوفه با زاويه ۵۳ درجه قرار دارد. در مجموعه روايات با تعابير مختلفي از جايگاه معنوي و منزلت مسجد سهله ياد شده است. مي توان گفت از اخبار چنان معلوم مي شود که بعد از مسجد اعظم کوفه مسجدي به فضيلت اين مسجد وجود ندارد.


اين مسجد در زميني خالي از سکنه که اطراف آن پوشيده از ماسه هاي قرمز است ، ساخته شده است. شکل هندسي آن تقريباً به صورت مستطيل با طول ۱۴۰ متر، عرض ۱۲۵ متر و مساحتي بالغ بر ۱۷۵۰۰ مترمربع است. ارتفاع ديوارهايي که آن را احاطه کرده حدود ۲۲ متر است که هر يک از اضلاع چهارگانه آن به وسيله برج هاي نيم دايره اي از طرف خارج و به فاصله هاي مساوي تقويت مي شوند. در ميانه ضلع شرقي ديوار، مناره اي به ارتفاع ۳۰ متر وجود دارد. در اصلي مسجد در ميانه ضلع شرقي در مجاورت اين مناره قرار دارد.


در بخش هاي مختلف صحن مسجد محرابهايي ساخته شده است که به نام پيشوایان دینی نامگذاري شده، ازجمله مقام امام صادق، امام سجاد، مقام امام زمان، ابراهيم، ادريس، خضر./شیعه آنلاین

خبرگزاری رسا ـ حسن رضایی مدیر گروه پژوهه پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام از چاپ کتاب «ناسازگاری در ق

خبرگزاری رسا ـ حسن رضایی مدیر گروه پژوهه پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام از چاپ کتاب «ناسازگاری در قرآن؛ توهم یا واقعیت» خبر داد. ...
ناسازگاري در قرآن؛ توهم يا واقعيت

به همت پژوهشکده باقرالعلوم منتشر شد
ناسازگاری در قرآن؛ توهم یا واقعیت


خبرگزاری رسا ـ حسن رضایی مدیر گروه پژوهه پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام از چاپ کتاب «ناسازگاری در قرآن؛ توهم یا واقعیت» خبر داد.


به گزارش خبرگزاری رسا به نقل از روابط عمومی پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام، مدیر گروه پژوهه این پژوهشکده در گزارشی اعلام کرد: کتاب «ناسازگاری در قرآن؛ توهم یا واقعیت» از جمله کتاب های مجموعه پاسخ به سوالات و شبهات دینی و اولین جلد از مجموعه پاسخ به سوالات و شبهات قرآنی، منتشر شد.

حسن رضایی مسئول گروه پژوهه با اشاره به چاپ کتاب مذکور گفت: این کتاب حاصل همکاری واحد پاسخ به سوالات و شبهات دینی گروه پژوهه و محققین گروه تحقیقاتی المهدی است.

وی اظهار داشت: در کتاب «ناسازگاری در قرآن؛ توهم یا واقعیت»، به بیش از چهل شبهه در زمینه قرآن و آموزه های آن پاسخ شده داده شده است.

مدیر گروه پژوهه تصریح کرد: این کتاب با قطع رقعی و در دویست و شصت صفحه منتشر و در دسترس علاقه مندان به مباحث قرآنی قرار داده شده است.

رضایی از اساتید و محققین درخواست کرد تا پیشنهادات و انتقادت خود را در مورد کتاب مذکور، با گروه پژوهه پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام در میان بگذارند./901/د102/ق

پایان خبر - خبرگزاری رسا

نگاه به زنان نامحرم و تضعف قدرت حافظه

نگاه به زنان نامحرم و تضعف قدرت حافظه

پیامبر اکرم (ص) می فرماید: نگاه اول برای توست و دومی به ضرر توست.

به گزارش پایگاه اینترنتی آموزش دینی ،یک بررسی جدید صدق سخن خدای تعالی را که بیش از 1400 سال پیش نازل شده است، نشان می­دهد. دانشمندان اثبات کرده­اند که نگاه به زنان نامحرم بر حافظه کوتاه مدت انسان تأثیر می گذارد...

 تحقیقاتی که یکی از محققان هلندی در باره دانشجویان پسر و دانشجویان دختر در دانشگاه انجام داده است اثبات می­کند که صرف حضور زنان نامحرم و هم­سخن شدن با آنان موجب تشویش خاطر مردان و ضعف نیروی حافظه آنان می­شود و نیروی عقلی آنان را تا حد زیادی پایین می­آورد.

دانشمندان می­گویند: هر قدر زن و عشوه­گری­اش بیشتر باشد تأثیر ذکر شده بیشتر است. دانشمندان این موضوع را این­گونه تفسیر می­کنند که بخش­هایی از مغز، که کارشان پردازش معلومات و تثبیت آن­هاست، در نتیجه حضور زن آرایش کرده و سخن گفتن با او، تحت تأثیر قرار می­گیرد. این تحقیق مشخصا جاذبه و عشوه­گری و آرایش زنان را مورد بررسی قرار داده است. بدین روی، مرد  با نگاه کردن به زن آرایش کرده راهش را گم می کند و در نتیجه، نمی­تواند نظر درستی اتخاذ کند، و دست کم در مدت نگاه کردن و حتی مدتی پس از آن، این تأثیر وجود دارد، تا آنکه پس از مدتی این تأثیر از بین برود.

اکنون شاید بتوانیم این راز را دریابیم که چرا خداوند ما را به چشم بر هم نهادن (غض بصر) امر می­کند؛ می­فرماید: «(ای پیامبر) به مردان باایمان بگو: چشمان خویش بر هم نهند و دامان خویش پاک نگاه دارند که این برایشان پاکیزه­تر (ازکی) است. قطعا خداوند بدانچه می­کنند آگاه است.» (نور: 30)

به خطاب مهربانانه خداوند در این آیه توجه کنید که با لفظ «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ» (به مردان باایمان بگو» آمده است تا ما را به وجود پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله –  در میانمان متوجه کند و گویا به ما امر می­کند که در هر لحظه چشمانمان را فروبندیم. بیان الهی ما را متوجه پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله-  می کند تا شاید شیوه پسندیده و اخلاق کریمانه ایشان را سرمشق قرار دهیم؛ او هرگز نگاه شهوت­آمیز به زنی نمی کرد.

به این عبارت زیبا نیز توجه کنید که می­فرماید: این برایشان پاکیزه تر(ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ) است؛ زیرا نگاه کردن به زن، فکر و عقل را فاسد می­کند و رشته­های عصبی مغز را در مکدّر می­سازد و مغز را و قدرت تفکر آن را مختل می­گرداند. اما هنگامی که انسان چشم از این حرام می­بندد مغزش با کارایی بیشتری عمل می­کند و می­تواند به راحتی موضع درستی برگزیند.   

 

نگاه کنید که چگونه خداوند این آیه کریمه را با عبارت «إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ» (قطعا خداوند بدانچه انجام می دهید آگاه است) به پاپان برده تا ما را به مراقبت خداوند از خودمان در هر حال آگاه کند. او خود می­فرماید: «خیانت چشم­ها و آنچه را در سینه­هاست، می­داند.» (غافر: 16) و این برترین شیوه معالجه این بیماری است؛ چنان که روان­شناسان می­گویند: اگر انسان احساس کند که از جایی او را مراقبت می­کنند همین او را از ارتکاب گناه بازمی­دارد.

نیز بنگرید که چگونه به چشم بر هم بستن (يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ) و حفظ پاک­دامنی (وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ) امر فرموده است؛ زیرا خداوند می­خواهد ما را از هر چه به گناه منجر می­شود دور کند. پس نگاه، اولین گام به سوی ارتکاب حرام است، و انسان هنگامی که چشمش را می­بندد احساس شیرینی در وجودش ایجاد می­شود و این همان است که پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله –  بدان خبر داده است؛ آنجا که می­فرماید: نگاه (به نامحرم) تیر مسمومی از تیرهای شیطان است که هر کس آن را از ترس خدای مهربان ترک کند خداوند آن را به نوری تبدیل می­کند که شیرینی­اش را در قلب خود می یابد.

 

كُلُّ  الْحَوَادِثِ  مَبْدَاهَا  مِنَ  النَّظَرِ

وَ مُعْظَمُ النَّارِ مِنْ  مُسْتَصْغَرِ  الشَّرَرِ

كَمْ نَظْرَةٍ فَتَكَتْ فِي قَلْبِ صَاحِبِهَا

فَتْكَ  السِّهَامِ  بِلاَ  قَوْسٍ  وَلاَ   وَتَرِ

(همه حوادث جهان ریشه در نگاه دارند.

این در حالی است که آتش­های بزرگ از شرارت­های کوچک سرچشمه می­گیرند.

چه بسا نگاهی مسموم که در دل صاحبش وارد کرد

تیرمسمومی را بدون اینکه اسباب تیراندازی در کار باشد.)

 

در پایان، تذکر این نکته مفید است که برخی از دانشمندان مسلمان در یک  بررسی در باره تأثیر نگاه به نامحرم و مداومت نگاه به زنان به این نتیجه رسیده­اند که نگاه به زنان نامحرم موجب بسیاری از بیماری­ها می­شود که مهم­تر از همه، گرفتگی عروق است که در نتیجه هیجانی ایجاد می­گردد که این نگاه­ها ایجاد می­کند؛ همچنین فشار خون و برخی از افسردگی­ها و برخی دیگر از بیمارهایی که در بزرگ­سالی در نتیجه این نگاه­ها به وجود می­آید. این در حالی است که خداوند خواسته ما پاک باشیم و با طهارت زندگی کنیم. به همین دلیل، می­فرماید: (وَاللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَ يُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَنْ تَمِيلُوا مَيْلًا عَظِيمًا) (نساء: 27)؛ و خداوند می خواهد که (گناهانتان را) برایتان بیامرزد، ولی کسانی که در پی شهواتند می­خواهند که شما بکلی منحرف شوید.

اسرار علمی وضو

اسرار علمی وضو

 

«یا ایَّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اِذا قُمتُم اِلَی الصَّلاةِ فَاغِسلُوا وُجوهَکُم وَ اَیدِیَکُم اِلَی المَرافَِقِ وَ امسَحُوا بِرُووُسِکُم وَ اُرجُِِلُکُم اِلَی الکَعبَینِ»؛

ای کسانی که ایمان آورده اید هنگامی که به نماز می ایستید صورت و دست ها را تا آرنج بشویید و سر و پا ها را تا مفصل مسح کنید. (مائده:6)

باز هم پیشرفت های شایان علمی، از یکی دیگر از جنبه های اعجاز قرآن پرداشته و آن فلسفه ی وضو از نظر علم پزشکی است؛ اگر چه به طور قطع وضو در قوانین اسلامی نوعی عبادت محسوب می شود اما همانند بسیاری از دستورات اسلامی دیگر از قبیل روزه ،غسل نماز صبح و ... حاوی نکات طبی فراوانی است .

 

تعریف «وضو»

وضو به عنوان یک عبادت در دستو کار مسلمین قرار گرفته و عبارت است از :شستن صورت و دست ها و مسح سر و پا ها با شرایط خاص معنوی که باعث نورانیت فرد می شود.

 

حکمت های وضو از دیدگاه علم بهداشت

بهداشت پوست

از این نظر فایده ی وضو کاملاً روشن است چرا که شستن صورت و دست ها آن هم پنج بار یا حداقل سه بار در روز اثرات قابل توجه ای در نظافت بدن دارد نکته ی جالب این است که دسته ای از میکروب ها به نام ارگانیزم های بی هوازی روی پوست زندگی می کنند .این میکروب ها در محیط دارای اکسیژن رشد نمی کنند و حتی در بعضی موارد اکسیژن اثر درمانی در سرکوب آن ها دارد همان طور که می بینیم در وضو اندام ها ضمن تماس با آب در معرض اکسیژن هوا نیز قرار می گیرند و این کار مانع رشد میکروب های بی هوازی می شود

 

بهداشت گوارشی

یکی از راه های انتقال بیماری عفونی راه مدفوعی دهان است .به عبارت ساده تر همان طور که از نام آن پیداست عوامل عفونی و آلودگی ها پس از دفع مدفوع روی دست باقی می ماند و از طریق دهان وارد بدن می شود و ایجاد بیماری می کند .با وضو می توان از ابتلا به بسیاری از این بیماری ها جلوگیری کرد.

 

بهداشت اعصاب وروان

برای فهم بهتر اثر مستقیمی که وضو بر اعصاب انسان دارد لازم است ابتدا به شرحی پیرامون فیزیولوژی اعصاب بپردازیم.

 

نوروفیزیولوژی یا فیزیولوژی سیستم عصبی

یکی از جالب ترین شاخه های فیزیولوژی علم نوروفیزیولوژی است که در واقع به مطاله ی سیستم عصبی می پردازد سیستم عصبی میلیون ها خبر را از اندام های حسی دریافت و سپس تمام این اطلاعات را جمع میکند تا پاسخ بدن درمقابل آن را تعیین کند.اطلاعات بینایی،چشایی، شنوایی،لامسه وغیره. از راه های حسی وارد مغز می شود هر قسمتی از بدن پیام های خود را به قسمت خاص و مشخصی از قشر خاکستری مغز ارسال می کند .

طبق کشفیات جدید در فیزیولوژی اعصاب ،تحریکات حسی میزان هوشیاری انسان را افزایش می دهد و خواب آلودگی و کسالت و گیجی را از بین می برد از طرفی هر چه پیام های حسی بیشتری به مغز ارسال شود اثر هوشیاری کنندگی آن بالاتر می رود و به عبارت ساده تر هر چه سطح بیشتری از قشر حسی مغز(یعنی بخش وسیعتری از ادمک حسی تحریک شود)هوشیاری بیشتری به دست می اید و قدرت توجه و تمرکز انسان بیشتر می شود.

بیشترین مناطقی که فضای حسی را به خود اختصاص داده اند ابتدا لب ها و بعد از آن صورت و انگشت شست و دست قرار دارد .

با این توضیحات روشن است که وقتی در جریان وضو داخل دهان،صورت، ساعد ها،کف دست ها و جلوی سر و روی پاهای انسان تحریک شود قسمت اعظم قشر حسی تحریک می شود ،یعنی در حالی فقط چیزی که حدود 20 درصد سطح بدن در وضو مرطوب شده است بیش از 80 درصد ادمک حسی تحریک می شود؛ به عبارت دیگر اگر انسان به جای وضو کل بدن خود را می شست (غسل می کرد) چیز زیادی بر تحریک ناشی از وضو افزوده نمی شد و این موضوع واقعاً یک معجزه است ؛ یعنی 20 درصد درمقابل 80 درصد!

این موضوع را می توان در حدیثی ازامام صادق(علیه السلام) به طور واضح دید؛ همان طور که می فرمایند: «من ذکر بسم الله علی وضوئه فکانما اغسل»؛ هر کس ذکر خدا را به هنگام وضو بگوید مانند این است که غسل کرده باشد.

 

منبع : سایت استوا از کتاب پزشکی های قران کریم به نقل از آموزش دینی

امام کاظم (ع): همنشینى با دیندار و عاقل خیرخواه

 همنشینى با دیندار و عاقل خیرخواه
قالَ الاِْمامُ الْکاظم(علیه السلام) :«مُجالَسَةُ أَهْلِ الدّینِ شَرَفُ الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ، وَ مُشاوَرَةُ الْعاقِلِ النّاصِحِ یُمْنٌ وَ بَرَکَةٌ وَ رُشْدٌ وَ تَوْفیقٌ مِنَ اللّهِ، فَإِذا أَشارَ عَلَیْکَ الْعاقِلُ النّاصِحُ فَإِیّاکَ وَ الْخِلافَ فَإِنَّ فى ذلِکَ الْعَطَبَ.»:
همنشینى اهل دین، شرف دنیا و آخرت است، و مشورت با خردمندِ خیرخواه، یُمن و برکت و رشد و توفیق از جانب خداست، چون خردمند خیرخواه به تو نظرى داد، مبادا مخالفت کنى که مخالفتش هلاکت بار است.
منبع:راسخون

روشنفكري چيست و روشنفكر كيست؟   

روشنفكري چيست و روشنفكر كيست؟

در چيستي و كيستي روشنفكري بسيار سخن رفته و نظرات گوناگوني ابراز شده است، ولي هنوز تعريف يكساني از آن ارايه نشده است.

امّا بايد بگويم كه روشنفكري به لحاظ تاريخي و تئوريك پديده‌اي با لذات غربي و محصول نتيجه و رويكرد جنش اومانيستي است و متعلق به دوران و تمدن جديد است و امّا مي‌توان آن مفهوم روشنفكري را در تاريخ گذشته‌‌تر هم جستجو كرد.

در تعريف از مفهوم روشنفكري برخي به پيروي از فلاسفة يونان به ويژه سقراط و افلاطون روشنفكر را «وجدان خرده گير جوامع» دانسته‌اند. بعضي ديگر بر اين باورند كه «فردي كه استعداد آن را دارد كه يك پيام، نظر، نگرش، فلسفه يا عقيده‌اي را براي مردم بيان كند» روشنفكر است.[1]

استاد مطهري در مقام تعريف روشنفكري چهار ويژگي را برشمرده‌اند و پيرامون روشنفكري گفته‌اند كه روشنفكري يعني به موضع و مسئوليت طبقاتي خود آگاه بودن، با فرهنگ و شخصيت ملي خويش آشنا بودن و به روابط خود با همة انسان‌هاي ديگر آگاهي داشتن و سعي كردن در آگاهي جامعه و به حركت در آوردن مردم براي رهايي و آزادي مي‌باشد.[2]

و روشنفكري يعني آگاهي از منازعات و كشمكش‌هاي در جامعه بر سرقدرت سياسي و خلق نظريه‌هاي اجتماعي مي‌باشد و روشنفكر دردشناس جامعه است كه به دنبال رفع آن دردهاست و او نسبت به وضع موجود اجتماع خويش ناراضي است و به دنبال ارايه راه حل و پيش بيني مسير آينده مي‌باشد.

امّا روشنفكر كيست؟ بايد در يك كلمه بگويم روشنفكر كسي است كه داراي يك بينش انتقادي است، يعني روشنفكر اولا نسبت به وضع موجود، معترض است و در همين حال مي‌كوشد تا آنچه را كه در برابرش «وضع مطلوب» مي‌داند جانشين آن سازد.

پس بنابراين تعريف به هر فيلسوف، دانشمند، نويسنده و هنرمند روشنفكر اطلاق نمي‌شود، بلكه روشنفكر بايد خودآگاهي داشته باشد و روح زمان و نياز جامعه‌اش را حس كند و داراي بينش جهت يابي و رهبري فكري باشد و جامعه خود را دقيقاً و مستقيماً ـ نه از راه ترجمه ـ بشناسد و زمان خود را درك كند و حركت زمان خود را پيش بيني كند و به نياز نسل خود بپردازد.