اهل حق (قسمت هشتم)
بحث زیر از کتاب اهل حق نوشته عبدالله خدابنده می باشد که طی چند مرحله ((با توجه به گستردگی)) به نمایش شما عزیزان در خواهد آمد و بحث زیر به عنوان قسمت هشتم:
ش8ـ جمعخانه چيست؟
جمعخانه مكانى است كه اهل حق براى گردهمايى خود ساخته اند. و در آنجا نذر و نياز و قربانى را بين خود تقسيم مى كنند مقدارى از غذا را در همانجا مى خورند و باقى را به خانه خود مى برند. جمعخانه نزد اهل حق مقدس است. در يكى از متون آنان به زبان كردى چنين آمده است: «جم كعبه شريف قبله يارانن، جم يعنى مسجد يارى يارانن، جم حل مشگل مطلب دارانن» يعنى جميع كعبه شريف و قبله اهل حق است، جمع مسجد هميارى اهل حق است، جمع حل كننده مشكل نيازمندان است. (1)م
برپايى جمع در جمعخانه مقررات خاصى دارد بدين شرح: اشخاص جمع نشين بايد مرد باشند اما زنان و بچه ها مى توانند در پشت جمع يا بيرون جمعخانه حاضر شوند. كمر خود را ببندند و كلاه يا دستمال بر سر بگذارند. هر كسى وارد جمع مى شود به طريق مخصوصى زمين را مى بوسد و با همه حاضرين در جمع دو دستى دست مى دهد و طرفين هنگام دست دادن دست يكديگر را مى بوسند. جاى سيد يا نايب سيد بايد رو به روى در باشد. خليفه سمت چپ سيد و كلام خوان سمت راست سيد قرار مى گيرند و هر سه مى نشينند. اما خادم جلوى در روبه روى سيد براى خدمت بايد سر پا بايستد و ظيفه سيد خواندن دعاى نذورات است. زيرا نذر اهل حق تا وقتى دعاى آن با آداب مخصوص خوانده نشود كسى اجازه خوردن آن نذر را ندارد. خليفه كسى است كه نذورات را در جمع بين حاضرين به طور مساوى قسمت مى كند. كلام خوان كسى است كه سواد دارد و مقدارى از كتاب اهل حق را مى خواند، وظيفه خادم حفظ انتظامات داخلى و خارجى جمع، انجام هر گونه اوامر جمع، اعلام شروع و ختم جمع و ساير تشريفات; تكبير مخصوص نذر را گفتن تا سيد دعاى آن را بخواند، قسمت هاى نذر را از دست خليفه گرفتن و بين جمع توزيع نمودن و امثال ذلك. جمع نشين از هنگام ورود تا موقع خروج حق هيچگونه مذاكره خصوصى و متفرقه ندارند. به محض اعلام انعقاد جمع تا اعلام ختم آن بايد همگى دايرهوار دو زانو بنشينند و حق بلند شدن يا به طريق ديگر نشستن را ندارند. (2)م
فلسفه انعقاد جمع اين است كه وقتى سلطان اسحاق فرزند شيخ عيسى و خاتون دايراك كه يكى از بزرگترين رهبران اين فرقه مى باشد ادعاى خدايى كرد; برادرانش: قادر، خدر و سلامت با او مخالفت كردند. بنابراين سلطان اسحاق مجبور شد از قريه برزنجه ناحيه شهر زور بخش حلبچه شهرستان سليمانيه مهاجرت كند و به ايران بيايد. اما برادران با قشونى از ايل چيچك او را تعقيب كردند. در ناحيه شندر كوه مرز ايران و عراق غارى پديدار گشت سلطان و يارانش به درون غار رفتندو سه شبانه روز در آنجا توقف كردند. در اين مدت قشون چيچك توسططوفانى تار و مار شدند و يا هلاك گرديدند. پس از شكست سپاه چيچك شخصى غذايى مركب از نان، برنج و خروس تهيه كرد و به پيشگاه سلطان برد. سلطان نيز به ياران: بنيامين، پير موسى و داود دستور داد غذا را به نيت نذر دعا دهند. از آن پس اهل حق هر ساله سه شب جمع بر پا مى كنند و با تهيه غذايى مشابه آن به جمعخانه مى روند و بامراسم خاص خود آن را صرف مى كنند. (3)م
اين طايفه به جاى مسجد به جمع خانه مى روند و مى گويند: «جمع مسجد يارى ياران است» چه زمانى در جمع خانه براى خدا سجده مى شود و يا نماز اقامه مى گردد؟ مى گويند: «جمع حل كننده مشكل مطلب داران است». اگر منظور از مشكل و مطلب شكم سير كردن باشد ممكن است والا اگر به معناى حل و فصل مشكلات افراد و جامعه باشد، اين در مسجد ممكن است. اين سخن امام خمينى (ره) است كه «مسجد سنگر است سنگرها را خالى نكنيد».
چرا اينان سنگر مسجد را رها كرده و به جمع خانه پناه برده اند؟ مسجد خانه خداست. جمع خانه، خانه كيست؟ كسى كه به خدا و قيامت ايمان دارد مسجد مى سازد (4) چه كسى جمع خانه مى سازد؟
پ1- سرودهاى دينى يارسان، ماشاء اللّه سورى، صص 117ـ113 پ2- برهان الحق، نور على الهى، صص 76ـ70 پ3- سرودهاى دينى يارسان، ماشاء اللّه سورى، ص 191 پ4-سوره توبه، آيه 18
وبلاگ پژوهه کرمانشاه در حیطه امور پژوهش و آموزش فعالیت دارد و اولویت اول آن آموزش ها و پژوهش های مربوط به حوزه فرهنگ دینی می باشد.