به کودکان چه بگوییم و چه نگوییم

پدید آورنده : پرنده افشاری ، صفحه 48

آنچه که باید به فرزندانمان بگوییم و آنچه را که نباید به آنها بگوییم

بعضی مواقع، ما ابتدا صحبت می کنیم و بعد در بارهی آنچه گفتهایم به تفکر میپردازیم. در حالی که به عنوان پدر و مادر، باید به یاد داشته باشیم که کودکان گفتههای ما را خیلی جدی می گیرند و اغلب به آن بها میدهند، حتی وقتی که ما منظور خاصی از گفتن آن مطالب نداریم. کافی است که ببینیم گفتههای پدران و مادران تا چه اندازه روی ما تأثیرگذار بوده است. دوستانی را میشناسیم که آنچه را والدینشان20 سال پیش به آنها گفتهاند چه خوب و چه بد، به یاد دارند.

دکتر «چی لانگ» نویسندهی مقاله نقل میکند: «یکی از دانشجویان من به یاد میآورد که به هنگام کودکی روزی مادرش در حالت خشم به او گفته بود «تو خیلی نافرمان و شیطانی، ای کاش هرگز به دنیا نیامده بودی» یقیناً نیت واقعی مادر آن دانشجو به دنیا نیامدن او نبوده است ولی به یاد آوردن خاطرهی آن گفتهها، بعد از پانزده سال، میتواند نشان دهندهی تأثیر آن کلمات باشد.

پیام مشخص است. ما باید مواظب تأثیر گفتههایمان روی کودکان باشیم. انتخاب کلمات بسیار مهم است. قدرت آنها در ساختن، تشویق کردن و مقتدر کردن بسیار زیاد است و برعکس، میتواند مخرب و تضعیف کنندهی بچهها باشد.

چند نکته در مورد اینکه چگونه مراقب گفتههایمان باشیم:

شناخت و تایید

به کودک بگویید «تو را دوست دارم». این جمله جایگاه او را در قلب شما مسجل میکند و احساس امنیتی در او ایجاد میکند که نشاندهنده سهم او در متن خانواده میباشد. تحقیقات نشان میدهد که عشق بدون قید و شرط پدر و مادر به کودک و احساس امنیتی که در او بوجود میاید، در طول زندگی باعث رشد و بالندگی فرد میشود.

به کودک نگویید «تو را دوست دارم» وقتی رفتار او مورد تایید شماست. مثلاً اگر در مدرسه رفتار خوبی داشته یا وظایفش را خوب انجام داده است. در عوض از عبارتهایی نظیر «آفرین»، «من به تو افتخار میکنم»، «عالی است»، «چقدر خوب تلاش کردهای»، «خیلی مرا خوشحال کردی» استفاده کنید. دلیل اینکه نباید از عبارت «دوستت دارم» استفاده کنید این است که کودک نباید احساس کند که عشق و علاقه شما نسبت به او، بستگی به میزان تلاش و رفتار او در مدرسه دارد و اگر در مدرسه شاگرد موفقی نباشد شما او را کمتر دوست دارید.

بعضی پدر و مادرها عقیده دارند که نباید کودک را تحسین کرد چون او دچار غرور و خودبزرگبینی میشود و دیگر در اینده تلاش بیشتر نخواهد کرد. این عقیده به طور مطلق صحیح نیست. تحقیق در روانشناسی رشد نشان داده است که تعریف و تمجید، کودکان را بیشتر به هیجان میآورد. آنها را ترغیب مینماید و به تلاش بیشتر علاقمند میکند. بنابراین نباید از تحسین کردن آنها واهمه داشته باشیم. شنیدن عبارتی نظیر «من به تو افتخار میکنم» همیشه از کودکی تا زمان بلوغ، برای فرزند شما بسیار مهم و هیجانآور است.

انضباط و ادب کردن

کودک خود را با بچههای دیگر مقایسه نکنید. همهی ما همیشه تمایل به مقایسه داریم. «چرا نمیتوانی مثل پسرعمویت باشی؟ او خیلی باهوش است.» یا «چرا نمیتوانی مثل خواهرت دختر خوبی باشی؟» این گفتهها بالقوه برای اعتماد به نفس کودکتان مخرب میباشد. این مفهوم را برای آنها دارد که شما آرزو داشتید آنها جور دیگری بودند و به آنها علاقمند نیستید. من افرادی را میشناسم که در تمام عمر این احساس را داشتند که پدر و مادرشان هیچوقت آنها را دوست نداشته و یا به اندازهی خواهر و برادرشان برای آنها ارزش قائل نبودهاند.

هنگام ادب کردن یا سرزنش کردن کودکان روی «رفتار» آنها تمرکز کنید نه « خود» آنها. مثلاً بگویید «وقتی اسباببازی دوستت را از او قاپیدی من اصلاً خوشم نیامد.» یا «خیلی زشت است که تو بیادبانه با مستخدم خانه حرف میزنی.» یا «وقتی به من دروغ میگویی من خیلی ناراحت میشوم.» در این مثالها میبینید که اظهارنظر مستقیماً متوجه رفتار ناخوشایند کودک است نه خود او.

گفتارهایی به کار نبرید که به او برچسب خاصی زده شود و یا به همهی رفتار او تعمیم یابد.

مثلاً «تو همیشه شیطان هستی»، «تو دختر بدی هستی»، «چه پسر بیادبی»، «چرا اینقدر حرف گوشنکن هستی» این جملهها سازنده و مفید نیستند چون به نظر میرسد که کودک از همه نظر بد میباشد. این برچسبها میتوانند خطرناک باشند چون پیشبینی قاطعی را دربارهی بچه مینماید. وقتی به کودک برچسب «بد» و «شیطان» میزنید سعی میکند خود را مطابق آن برچسب نشان دهد.

برای کودک دلائلی بیان کنید تا بفهمد که چرا رفتار او اشتباه است. مثلاً «قاپیدن وسایل بچههای دیگر کار درستی نیست. چون آنها را ناراحت میکند.»، «وقتی تو از پلهها پایین میدوی من ناراحت میشوم چون خطرناک است، ممکن است زمین بخوری و صدمه ببینی.»

عمداً چیزی نگویید که او خجالت بکشد یا تحقیر شود مثل «ببین همه دارند به تو نگاه میکنند و میخندند خجالت بکش.» به زبان آوردن اینگونه جملات ممکن است باعث شود که کودک بعد از این آنگونه که ما انتظار داریم رفتار نماید ولی در طولانی مدت باعث خجالتی بودن و عصبی شدن کودک میگردد.

جمعبندی

شاید یکی از مهمترین و حتی مشکلترین چیزهایی که می توانیم به کودک خود یا هر کس دیگر بگوییم عبارت «متأسفم، من اشتباه کردم» میباشد ولی برای پدر و مادر مهم است که به فرزند خود بیاموزند که هر وقت کسی اشتباه کرد باید معذرتخواهی کند. ما نباید انتظار داشته باشیم که کودک برای کاری عذرخواهی کند، وقتی خود ما نمیتوانیم الگوی مناسبی برای او باشیم.

بعضی از والدین تصور میکنند برای پدر یا مادر عذرخواهی کردن از فرزند کاری شایسته نیست و موقعیت و اقتدار آنها را خدشهدار مینماید، در حالی که اینگونه نیست ما انسانهایی کامل نیستیم و نباید وانمود کنیم که بیعیب و نقصیم. کودکان ما یقیناً به این موضوع واقف هستند، بنابراین لزومی ندارد وانمود کنیم که هیچگاه اشتباه نمیکنیم. اگر ما در مواقع ضروری از آنها عذرخواهی نماییم در واقع اقتدار خود را حفظ کردهایم چون نشان میدهیم که آنچه را موعظه میکنیم خود به آن عمل مینماییم.