چرا باید نماز بخوانیم؟
گاهی بعضی به ویژه عده ای از جوانان مطرح می کنند چرا باید نماز بخوانیم؟
مگر این نیست که خدا نیازی به نماز ما ندارد و یا اینکه عبادت بجز خدمت خلق نیست لذا ما بجای نماز کارهای خیر زیادی انجام می دهیم و … و اینچنین از زیر بار نماز شانه خالی می کنند. برای پاسخ به تشریح مقدمه ای می پردازیم و ان اینکه: اولا کسی که چنین سوالی را مطرح می کند متدین و مسلمان و خداپرست می باشد. و الا یک فرد بی دین که خدا را قبول ندارد کاری هم به نماز ندارد و کسی هم از او انتظاری ندارد. حال باید از سوال کننده که مسلمان است و خدا را قبول دارد پرسید: آیا خدا را دوست می داری؟ که مطمئنا پاسخ او مثبت است. سوال دوم اینست که ایا خدا را بیشتر دوست می دارید یا غیر خدا را؟ که مطمئنا می گوید خدا را. که قران هم اینگونه مومنین را وصف می کند: و الذین امنوا اشد حبا لله کسانی که ایمان آورده اند خدا را از هر کسی و هر چیزی بیشتر دوست می دارند. هر کس و هر چیز را دوست داشته باشند خدا را بیشتر دوست دارند. او عاشق است و خدا معشوق. و مطمئنا یک مسلمان متدین نه ادعایی غیر از این دارد و نه ادعایی غیر از این را در مورد خود قبول دارد. عرفا می گویند عشق و عشق بازی مرام دارد و ورود در میدان عشق بازی دارای حساب و قانون است به این صورت که:عاشق هیچگاه برای معشوق تعیین تکلیف نمی کند. عاشق در برابر خواسته معشوق تسلیم محض می باشد. و چون چرا ندارد. تا آنجا که منطق و تفکر عاشق را در برابر معشوق اینگونه به تصویر می کشند که عاشق خطاب به معشوق عرض می کند: از تو به یک اشاره. از ما به سر دویدن حال از ما به سر دویدن اشاره به روحیه تسلیم عاشق در برابر معشوق است چرا که کسی نمی تواند با سر راه برود چه رسد به با سر دویدن. عاشق می خواهد بگو ید ای معشوق و ای محبوب من فقط تو را می بینم و فرمان تو را می شنوم. و بمجرد صدور فرمان از تو خود را به اب و آتش عشق و عملی ساختن فرمان تو می کنم. تو همه وجود منی تو فکر منی ذکر منی خاطر منی. این مرام عشق بازی است و حساب ورود به میدان عشق. حال با توجه به این مقدمه سوال اینست که ای انسان آیا خدا را قبول داری؟ آیا نسبت به خدا عشق می ورزی؟ آیا عاشق خدا هستی؟ آیا برای خدا یک عاشق با مرام هستی با خیز؟ اگر تو عاشقی و خدا معشوق و اگر تو کشته عشقی معشوق چنین فرمان می دهد: اقم الصلوه نماز بخوان و مرام عشق بازی اینست که عاشق در برابر خواسته معشوق چون و چرا نمی کند و تعیین تکلیف نمی نماید. آنهم خواسته ای که با اندک زمانبری پرداخت بهای تمام هستی و همه نعمتهایی است که معشوق در اختیار عاشق قرار داده است. و شانه خالی کردن از ادای نماز…… زهی بی انصافی و زهی غفلت…
وبلاگ پژوهه کرمانشاه در حیطه امور پژوهش و آموزش فعالیت دارد و اولویت اول آن آموزش ها و پژوهش های مربوط به حوزه فرهنگ دینی می باشد.